قاسم معرفي
u6.393611
🥈رتبه 6 🌙بیدارِ اکران شب
پیشنهادها
پلی‌لیست‌ها
آرزوهای بزرگ
Great Expectations (1946)
✅ برنده اسکار بهترین فیلمبرداری و کارگردانی هنری و نامزدی اسکار بهترین فیلم و فیلمنامه و کارگردان (دیوید لین) ✅ پنجمین فیلم برتر تاریخ سینمای بریتانیا در نظرسنجی مؤسسه فیلم بریتانیا (BFI) در سال ۱۹۹۹ / به عقیده بسیاری از منتقدان، همچنان استاندارد طلایی اقتباس‌ها از آثار چارلز دیکنز به شمار می‌رود . ✅ پایان فیلم پرامید و عاشقانه است اما رمان پایان تاریک یا مبهمی دارد.✅ حتما زیرنویس ببینید چون طبق معمول در دوبله جملات دستکاری زیادی دارد.
الیور توییست
Oliver Twist (1948 )
♥️ نامزد بهترین فیلم بفتا و وفادارترین اقتباس سینمایی از رمان چارلز دیکنز / بایکوت کامل در اسکار و منع پخش در آمریکا تا سال 1951 به خاطر نشان دادن کاراکتر یهودی فاگین طبق رمان اصلی! ✅ در فیلم، ظاهر فاگین (با بینی قلابی بلند، ریش مجعد و کلاه لبه‌دار) کلیشه‌های کاریکاتوری و تحقیرآمیز از یهودیان در اروپای قرن ۱۹ و ۲۰ را زنده کرد. در رمان اولیور تویست، شخصیت فاگین بیش از ۲۵۰ بار با عنوان «یهودی» یاد شده است. بعدها با اعمال فشار بر چارلز دیکنز، ده ها بار نام یهودی از رمان حذف شد. همچنین در آمریکا بسیاری از صحنه های فاگین حذف و نیز دوبله و زیرنویس تغییر داده شد. در همین نسخه فارسی موجود هیچ اشاره ای به یهودی بودن فاگین نمی شود.✅ رمان دارای شخصیت‌های فرعی متعدد و زیرداستان‌های پیچیده است. فیلم برای جلوگیری از طولانی شدن، بسیاری از این شخصیت‌ها و خطوط داستانی را حذف یا ادغام کرده و تمرکز را بر روی ماجرای اصلی و شخصیت‌های محوری (الیور، فاگین، سایکس و نانسی) معطوف می‌کند .✅ موسسه فیلم بریتانیا (BFI) در سال ۱۹۹۹، این فیلم را در رتبه چهل و ششم از ۱۰۰ فیلم برتر بریتانیا قرار داد. منتقدان آن را «یکی از بهترین ترجمه‌های سینمایی از یک شاهکار ادبی» و «شاهکار سینمای بریتانیا» خوانده‌اند .✅ کارگردان : دیوید لین
درخت چوب سندل
The Tree of Wooden Clogs (1978)
♥️ برنده نخل طلای کن فرانسه / برنده سزار بهترین فیلم خارجی / جزو 15 فیلم برتر واتیکان در بخش ارزش ها ✅خانواده «باتیستی» یکی از پنج خانواده مزرعه تصمیم می‌گیرند پسر کوچکشان، «منک»، را با وجود کمبود نیروی کار در مزرعه، به مدرسه بفرستند تا از چرخه فقر نجات پیدا کند. منک هر روز مسیر طولانی را پیاده طی می‌کند تا اینکه یک روز زیر باران، سبش (زُکولی) چوبی‌اش می‌شکند. باتیستی که می‌داند منک بدون سبش نمی‌تواند به مدرسه برود، در دل شب و پنهان از چشم دیگران، یک درخت را قطع می‌کند تا با چوبش برای او سبش جدیدی بسازد(آینده را ). او در نهایت در میان سکوت بقیه و بدون بدرقه کسی بخاطر ترس از ارباب ، از مزرعه اخراج می شود رو به افقی تاریک .✅ فیلم مرثیه‌ای است برای قهرمانی که تنها می‌جنگد، در برابر سیستمی که هرگز نمی‌شکند، و در کنار جمعی که تماشا می‌کند و سکوت می‌کند.اولمی (کارگردان)به ما می‌گوید: قهرمانان تاریخ، نه توسط دشمن، که توسط بی‌تفاوتی خود مردم شکست می‌خورند. اما تنها راه زیستن شرافتمندانه، همین جنگ بی‌نتیجه است.اولمی در مصاحبه‌ای گفت: «قهرمان من کسی است که می‌داند تنهاست، اما باز هم کارش را می‌کند.» باتیستی از اول می‌دانست اگر درخت را بزند، اخراج می‌شود. هیچ توهمی به حمایت همسایگان ندارد. پس قهرمانی او در «آگاهی به تنهایی» و «انتخاب آگاهانه‌ شکست» برای ساختن فرداست.«قهرمان تنها، بذر آینده را در زمین سرد تاریخ می‌کارد، بدون اینکه خودش محصول آن را ببیند.»✅ سکانس سکه طلای روی زمین افتاده : این سکه دقیقاً در حین یک سخنرانی سیاسی پیدا می‌شود که در آن، درباره‌ی توزیع ناعادلانه ثروت و حق دهقانان صحبت می‌شود. جمعیت ایستاده و شعار می‌دهد: «زمین از آن کسانی است که کار می‌کنند!»اما فینارد خم می‌شود، سکه را برمی‌دارد، و در همان لحظه که مشت‌های مردم به نشانه اعتراض بالا می‌رود، او مشتش را باز می‌کند تا سکه را پنهان کند.این یعنی: ایدئولوژی (شعار عدالت) در برابر غریزه‌ بقا (ضعف های انسان طمع و نیاز) حرفی برای گفتن ندارد. اولمی با این شات کوتاه، به تمام آرمان‌شهرهای سیاسی می‌خندد. می‌گوید وقتی یک سکه روی زمین بیفتد، انسان گرسنه، رفیق راه خودش را تنها می‌گذارد تا آن را بردارد .✅ خانواده های روستایی در غم و شادی با هم همبستگی دارند اما این همبستگی آن چنان نیست که بتواند حامی «مرد تنها» در برابر ساختار قدرت باشد . و در نهایت بدون حتی یک بدرقه علیرغم درد قلبی ، او را با سرنوشتش تنها می گذارند .✅ فیلم بعد از ترور آلدو مورو رئیس حزب دموکرات مسیحی و نخست‌وزیر وزیر سابق ایتالیا در سال 1978 توسط چپ های سوسیالیست مدعی همبستگی طبقاتی و سازش ناپذیری ساخته شد . فیلم این آرمان های افراطی غیر واقعی را از طریق داستانی در فضای روستایی میلان ایتالیای 1898 به چالش می کشد .
حیثیت
The Prestige (2006)
♥️ یک شاهکار در نقد رسانه های جمعی و گرایش مردم به خودفریبی در قالب رقابت نفس گیر دو شعبده باز که باید رازهای خود را حفظ کنند تا مردم هیجان زده شوند .✅ بایکوت در جوایز اسکار و بفتا و گلدن گلوب اما برخی منتقدان آن را بهترین فیلم کریستوفر نولان می‌دانند .جزو 250 فیلم برتر IMDB.✅ در ابتدای فیلم، راوی می‌گوید: «شما نمی‌خواهید فریب بخورید، اما اصرار دارید که حیرت‌زده شوید.» یعنی مردم آگاهانه تن به فریب می‌دهند چون لذت «باور کردن جادو» برایشان از حقیقت مهم‌تر است. این درست مثل رسانه‌های امروزی است که مردم اخبار هیجان‌انگیز دروغ را به گزارش‌های خسته‌کننده واقعی ترجیح می‌دهند.فیلم می‌گوید نظام رسانه‌ای مدرن، خودش یک «حقه سه مرحله‌ای» (قول - برگردان - اعتبار) است که در آن:۱. به مردم «قول» یک حقیقت بزرگ داده می‌شود.۲. با «برگردان» (جلوه‌های ویژه و روایت‌سازی) توجهشان منحرف می‌شود. ۳. و در نهایت با «اعتبار» (تکرار و باورپذیری) دروغ را به حقیقت بدل می‌کنند.درست مثل خود فیلم که در طول داستان مدام به ما گفت «از نزدیک نگاه کن»، اما ما را چنان با پیچش‌های روایی فریب داد که ساده‌ترین حقیقت (دوقلو بودن بودن) را ندیدیم.✅ فیلم با دوگانه‌ی «راز (قدرت/فریب)» در برابر «عشق بدون راز (آسیب‌پذیری/حقیقت)» می‌گوید:انسان مدرن میان دو انتخاب گیر کرده است: یا با راز به موفقیت می‌رسد اما تنهای مطلق است (انجیر)، یا با بی‌رازی عشق می‌ورزد اما در دنیای فریب زده ، بازنده می‌شود (سارا).در واقع، فیلم هشدار می‌دهد که در نظامی که رسانه‌ها و قدرت بر پايه فریب بنا شده‌اند، «بی‌رازی» یک امر قهرمانانه اما خطرناک است. سارا نماد انسان صادقی است که در دنیای پر از راز، طاقت نمی‌آورد و حذف می‌شود. ✅ انجیر با کشتن هر شب‌ خودش، نماد انسان مدرنی است که برای موفقیت، «خود واقعی‌اش» را بارها می‌کشد تا به نسخه‌ی قابل‌قبول‌تری از خودش تبدیل شود (مثل کاربران شبکه‌های اجتماعی که هر روز یک «خود جدید» می‌سازند).بودن برنده می‌شود، نه به خاطر دستگاه‌ پیشرفته، بلکه به خاطر فداکاری عاشقانه‌ یک برادر. فیلم می‌گوید در دنیای پر از فریب و رسانه، تنها چیزی که شکست‌ناپذیر است، عشق و فداکاری بی‌ریاست؛ همان چیزی که انجیر هیچ‌وقت نفهمید.✅ آلفرد بودن احیانا نماد مردم است که قدرتش از اتحاد و فداکاری می آید هرچند مجبور است برای حفظ راز خود در برابر انجیر عشق خود را فدا کند و فقط به یک نیمه زندگی قناعت کند . اما انجیر پول و ماشین دارد و با فدا کردن دیگران (شخص بدل ) به موفقیت می رسد تا قبل از سکانس پایانی ..✅ در نظامی که قدرت، همه‌ ابزارهای فریب (رسانه، پول، قانون) را در اختیار دارد، مردم برای بقا چاره‌ای جز «فریب متقابل» ندارند. اما تفاوت در «هدف» است: فریب مردم برای «زندگی» است، و فریب قدرت برای «سلطه». با این حال وقتی مردم مجبور به فریب می‌شوند، خودشان هم بخشی از انسانیت‌شان را از دست می‌دهند. بودن برای بقا، مجبور می‌شود همسرش را از دست بدهد و به عنوان «نیمه‌ای از یک انسان» زندگی کند.
فرانکنشتاین
Frankenstein (2025)
✅ نامزد 9 جایزه اسکار از جمله نامزد بهترین فیلم ✅ این فیلم، یک متن فلسفی تمام‌عیار درباره نسبت انسان با خدای خود، با علمش، با مرگش و با «دیگری»ست.ما انسان‌ها همیشه در حال آفریدن «هیولاهایی» هستیم (فناوری، سلاح، کودکان، ایدئولوژی‌ها)؛ اما آنچه ما را از هیولا بودن نجات می‌دهد، پذیرش مسئولیت و عشق ورزیدن است، نه فرار یا نابود کردن.✅ یکی از پرسش‌های کلیدی فیلم: اگر خالقی هست، چرا رنج در جهان وجود دارد؟ هیولا مدام از ویکتور می‌پرسد: «چرا مرا ساختی، اگر می‌دانستی که رنج خواهم کشید؟».این موازی‌سازی با مسئلهٔ شر در فلسفهٔ دین است: اگر خدا خالق است و مهربان، پس چرا رنج بی‌گناهان را مجاز می‌داند؟ ویکتور اینجا در نقش «خدای ناقص» ظاهر می‌شود که توان آفرینش دارد، اما از اداره رنج مخلوقش عاجز است.✅ هیولا در اینجا مثل فرزندی است که پدر (ویکتور) پس از تولد، مسئولیتش را نمی‌پذیرد. این اشاره‌ای است به نظریه «مسئولیت نامتناهی» امانوئل لویناس که می‌گوید: هرگاه دیگری را خلق کنیم یا به وجودش کمک کنیم، تا ابد در قبال او مسئولیم.✅ هیولا در ابتدا موجودی بی‌هویت و «تهی» است. او هویت خود را نه از درون، بلکه از نگاه دیگران می‌سازد. وقتی همه از او می‌گریزند، او تبدیل به همان «هیولایی» می‌شود که دیگران تصویرش کردند. این دقیقاً همان مفهوم «دیگری» در فلسفه سارتر است که گفت: «جهنم، دیگران هستند» - یعنی هویت ما در دست نگاه دیگران اسیر است.✅ پایان فیلم (که در آن هیولا به جای انتقام، خدمه را نجات می‌دهد) نشان می‌دهد که بخشش، یک انتخاب فلسفی است، نه یک ضعف. این نگاه به فیلسوفانی مثل هانا آرنت برمی‌گردد که می‌گفت: «بخشش، تنها راه قطع زنجیره خشونت است».✅ جاودانگی جسمی، بدون جاودانگی معنوی، شکنجه‌ای بزرگ‌تر از مرگ است.✅ «عشق یعنی توانایی دیدن انسانیت در دیگری، حتی وقتی خودش آن را در خود نمی‌بیند.»هیولا در تمام فیلم تشنه‌ی همین یک چیز است: کسی که به او بگوید «تو تنها نیستی». و وقتی این عشق را نمی‌یابد، به هیولا تبدیل می‌شود. اما در پایان، وقتی خودش تصمیم می‌گیرد که این عشق را به دیگران هدیه کند، به تعالی می‌رسد.در دنیای فرانکنشتاین، عشق همان چیز نادری است که اگر بود، هیچ‌کس هیولا نمی‌شد. و اگر نبود، انسان‌ها خودشان به هیولا تبدیل می‌شوند.✅ جمله پایانی فیلم :«دل خواهد شکست، اما شکسته‌وار به زندگی ادامه می‌دهد» (بایرون) .همون قلب هیولا : قلبی که بارها شکسته، اما هنوز توان دوست داشتن و زیستن دارد.✅ کارگردان دل تورو : «من نمی‌خواستم یک مسیح کلیسایی بسازم. می‌خواستم موجودی خلق کنم که اگر مسیح هم باشد، مسیحی است که توسط کلیسا و جامعه به صلیب کشیده شده است.»✅ با وجود تفاوت ها با رمان، یک اقتباس وفادار به رمان است.
کنفوسیوس
Confucius (2010)
✅ یک محصول دولتی-سیاسی در چین کمونیست . ✅ فیلم «کنفوسیوس» از نظر تاریخی بسیار کم‌اعتبار است و به‌عنوان یک اثر سینمایی با اهداف سیاسی و سرگرم‌کننده، آزادی‌های زیادی با واقعیت گرفته است. کارشناسان و منتقدان این فیلم را سرشار از نادرستی‌های تاریخی می‌دانند.فیلم او را وزیر دادگستری و فرمانده ایالت نشان می‌دهد، درحالی که منابع تاریخی نقش او را بسیار حاشیه‌ای و دور از قدرت توصیف می‌کنند.نجات برده‌ای از آیین زنده‌به‌گور شدن، اساس تاریخی ندارد .رابطه عاطفی با نانزی (همسر پادشاه وی) که در فیلم به آن اشاره شده، اغراق‌آمیز است و شکایت نوادگان کنفوسیوس بابت این مساله . جزئیات زندگی شخصی کنفوسیوس، از جمله روابطش با همسر و فرزندان، عمدتاً بر اساس تخیل سینماگران شکل گرفته.فیلم صحنه‌های نبرد حماسی نشان می‌دهد که در تاریخ ثبت نشده و تنها برای جذابیت سینمایی ساخته شده‌اند .✅ مهم‌ترین هدف فیلم، وفاداری به تاریخ نبود، بلکه تولید یک اثر دراماتیک و پرمخاطب بود. در کنار آن، فیلم اهداف سیاسی و تبلیغاتی را نیز دنبال می‌کرد؛ یعنی بازتعریف کنفوسیوس به‌عنوان نمادی از فضایل هماهنگ‌کننده با ارزش‌های چین کمونیست و القای حس میهن‌پرستی .✅ تبعیدکننده همان کسی نبود که دنبالش فرستاد و مشکلات تاریخی دیگر .
سنا
Senna (2010)
♥️ برنده جایزه بهترین مستند بفتا /یک مستند بسیار زیبا درباره قهرمان فرمول یک جهان برای 3 دوره يعنی آیرتون سنا اسطوره ملی برزیل در سال های 1988 و 1990 و 1991. ✅ نبرد یک اراده بر ضد فساد سیاسی و مالی که گاهی او را از جایگاهش محروم کرد مانند سال 1989 . رقیب اصلی اش الین پروست از فرانسه و رئیس فدراسیون نیز از فرانسه بود.✅ قهرمانی در مسابقات برزیل علیرغم از کار افتادن گیربکس. ✅ مبارزه ناعادلانه با ماشین های کامپیوتری شرکت ویلیامز در سال های 1992(قهرمانی منسل) و 1993(قهرمانی پروست) که بعد ممنوع شدند. ✅مرگ‌های سنا و راتزنبرگر در 1994، که اولین قربانیان یک آخر هفته‌ی مسابقه پس از ۱۲ سال بودند، جرق‌های برای یک انقلاب ایمنی در فرمول یک شد. بسیاری از استانداردهایی که امروز بدیهی به نظر می‌رسند، دقیقاً از دل آن فاجعه زاده شدند و کسی بعد از آن در فرمول یک کشته نشد. سنا گفته بود که با این ماشین ها شاید هیجان تماشاگر را بیشتر کنند ولی جان راننده ها در خطر است .✅ حدود دو ماه قبل از فاجعه‌ ایمولا در سال ۱۹۹۴، آیرتون سنا به خواهرش گفت که می‌خواهد بخشی از درآمدش را صرف کمک به کودکان و نوجوانان محروم برزیل کند.پس از مرگ سنا، ویویان و خانواده‌اش این وعده را عملی کردند و ابتدا بنیاد آیرتون سنا را در لندن (ژوئن ۱۹۹۴) و سپس مؤسسه‌ی آیرتون سنا را در سائوپائولو (نوامبر ۱۹۹۴) تأسیس کردند.در تمام ۲۷ ایالت برزیل و بیش از ۳۰۰۰ شهر. به طور متوسط سالانه به حدود ۲ میلیون کودک کمک و ۶۰,۰۰۰ معلم را آموزش می‌دهد. ✅ مرگ آیرتون سنا با اولین قهرمانی مایکل شوماخر در سال 1994 همزمان شد.آیرتون سنا در ایتالیا و در پیست ایمولا (Imola) واقع در نزدیکی شهر بولونیادر تاریخ ۱ مه ۱۹۹۴ (۱۱ اردیبهشت ۱۳۷۳) درگذشت و طی تشییع جنازه ای با شکوه دقیقا مانند یک رئیس جمهور در سائوپائولو به خاک سپرده شد.بیش از ۳ میلیون نفر در طول مسیر صف کشیده بودند .تکان‌دهنده‌ترین تصویر مراسم، لحظه‌ای بود که ویویان سنا (خواهر آیرتون)، کلاه ایمنی او را در آغوش گرفت و آن را به سر خود چسباند، در حالی که بر روی تابوت گریه می‌کرد. این تصویر به‌قدری تأثیرگذار بود که سال‌ها بعد الهام‌بخش صحنه‌ای در فیلم «مرد آهنی ۳» (Iron Man 3) شد(دقیقه 101 مستند) .✅ نشریه گاردین (The Guardian) در سال ۲۰۱۵، این فیلم را در رتبه‌ی دوم فهرست ۱۰ مستند برتر ورزشی تاریخ قرار داد و آن را «مهیج و واقعاً ویران‌گر در پایان» توصیف کرد.✅ بروس لی دنیای فرمول یک در ظلم هایی که به او شد و پیروزی اراده و سرنوشت تراژدیک و محبوبیت مردمی اش.
خوب بد زشت
The Good, the Bad and the Ugly (1966)
♥️ یک شاهکار بزرگ وسترن و مشهورترین وسترن اسپاگتی تاریخ سینما و بخش سوم از «سه‌گانه دلار» با موسیقی جاودانه انيو موریکونه که یکی از مشهورترین قطعات موسیقی تاریخ سینماست. در دنیای بی‌رحم، مرز بین «خوب» و «بد» بسیار باریک است و طمع، قدرتمندترین نیروی محرکه برای انسان‌هاست.
خون به پا خواهد شد
There Will Be Blood (2007)
❤️ علیرغم ریتم کند اول فیلم یک شاهکار سینمایی و یکی از جدی‌ترین و قدرتمندترین فیلم‌ها دربارهٔ عطش قدرت با یک سکانس تکان دهنده و به یاد ماندنی پایانی درباره نفاق دینی و قدرت طلبی متدینان همراه با یک موسیقی زیبا . ✅ داستان دربارهٔ دنیل پلین‌ویو است؛ یک جویندهٔ معدن و سپس فعال صنعت نفت که در آغاز قرن بیستم در آمریکا به‌تدریج از یک مرد سخت‌کوش و جاه‌طلب، به یک سرمایه‌دار بی‌رحم و منزوی تبدیل می‌شود.او در ابتدا با حفاری و استخراج نقره کارش را شروع می‌کند، اما پس از پی بردن به سود عظیم نفت، وارد این صنعت می‌شود و با هوش، فریب و خشونت، زمین‌های نفت‌خیز را یکی‌یکی تصاحب می‌کند. دنیل مردی است که تقریباً هیچ‌چیز جز موفقیت، کنترل و ثروت برایش اهمیت ندارد.در مسیرش با مردی مذهبی و کاریزماتیک به نام ای‌بیل (Eli Sunday) روبه‌رو می‌شود؛ واعظی که در ظاهر از ایمان و نجات روح حرف می‌زند، اما او هم به‌شدت تشنهٔ قدرت و نفوذ است. از همان ابتدا میان این دو، یک رقابت پنهان و سپس آشکار شکل می‌گیرد:دنیل نمایندهٔ سرمایه‌داریِ بی‌رحم است/ای‌بیل نمایندهٔ دینِ ابزاری و قدرت‌طلب.✅ دانیل دی لوئیز برنده اسکار و بفتا و گلدن گلوب.✅ نامزد اسکار بهترین فیلم،بهترین کارگردانی – پل توماس اندرسن،بهترین فیلمنامه اقتباسی – پل توماس اندرسن.✅ نامزد جایزه بفتای بهترین موسیقی متن برای گرینوود. یک شاهکار مدرن و انقلابی در تاریخ موسیقی فیلم.
شبهای کابیریا
Nights of Cabiria (1957)
♥️ یکی از شاهکارهای بی‌بدیل تاریخ سینما. برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان. جولیتا ماسینا برنده جایزه جشنواره کن. ✅ پیام اصلی فیلم «تاب‌آوری روح انسان در برابر بی‌رحمی جهان» است. اگر دنیا بارها و بارها به تو سیلی بزند و به تو خیانت کند، باز هم ارزش دارد که به زندگی لبخند بزنی. فیلم نقدی گزنده بر مذهب سنتی (که معجزه‌ای نمی‌کند) و جامعه‌ای است که زنان آسیب‌دیده را به حاشیه می‌راند.✅ نگاه جولیتا ماسینا به دوربین در چند ثانیه آخر فیلم، یکی از ۵ لحظه برتر تاریخ سینما شناخته می‌شود. ✅ در صحنه تئاتر : «اسم من “ماریا” است، نه کابیریا… من فقط می‌خواهم کسی باشد که واقعاً مرا دوست داشته باشد.»✅ @ یک شاهکار سینمایی ایتالیایی بزرگ و تمام عیار زیبا @ شروع فیلم : مردی که ادعای عشق می کند کابیریا را که یک فاحشه است با هدف دزدیدن پولش به دریا می اندازد. کابیریا با واندا(فاحشه خوش قلب) در حاشیه رم زندگی می کند. کابیریا به جستجوی عشق ادامه می دهد (هنرپیشه سینما، راهب [جستجو از آسمان] و دوباره تجربه عشق راستین اما..✅ با موسیقی زیبای نینو روتا
خاکستری
The Grey (2011)
♥️ یک فیلم بسیار زیبا (برای من شاهکار) و به نوعی به چالش فلسفه شر می پردازد. خدا با کمی خوش شانسی دادن می توانست کاری کند همراهانش زنده بمانند اما در کمال بد شانسی با مرگ مواجه شدند. چند بد و بیراه به خدا و بعد آرام شدن و به خودش میگه با مضمون : همینه که هست، مردونه مبارزه کن..✅ در ژانر خودش به یک فیلم تحسین‌شده و مهم تبدیل شده که به خاطر فضای فلسفی و بازی قدرتمند لیام نیسون، جایگاه ویژه‌ای در میان علاقه‌مندان سینما دارد .
بینوایان
Les Miserables (2012)
♥️ یک فیلم بسیار زیبا (برای من یک شاهکار سینمایی و از بهترین فیلم هایی که در عمرم دیدم ) که با به تصویر کشیدن مهمترین بخش های رمان شاهکار بینوایان باعث خواهد شد به دیدی عمیق تر از این رمان دست یابید ✅ آن هاتاوی برنده اسکار همراه با موسیقی زیبا و نقش آفرینی های زیبای راسل کرو و هیو جکمن ✅ داستانی حماسی از عشق، انقلاب و رستگاری را در فرانسه قرن نوزدهم روایت می‌کند. این فیلم که بر اساس رمان مشهور ویکتور هوگو ساخته شده است، داستان ژان والژان، زندانی سابق را دنبال می‌کند که پس از آزادی مشروط، برای فرار از بازرس بی‌رحم ژاور، هویت خود را تغییر می‌دهد. در این میان، فانتین، زنی کارگر، برای تأمین هزینه‌های دخترش، درگیر فلاکت می‌شود. ✅ نگاهی عمیق به مقوله ذات انسان شر است یا تحت تاثیر فقر و ستم شر می شود. تقابل وجدان و قانون به مثابه شرع مقدس و وطن دوستی. لزوم اندیشه مستمر برای خوب واقعی بودن (وقتی کشیشی که هرگز در عمرش دروغ نگفته بود به پلیس گفت ژان والژان رو ندیدم). آزادیخواهی از یک حاکم ستمگر به یک حاکم ستمگر دیگر و ادامه همبستگی برای آزادی. ذات بخشنده ژان والژان در برابر ذات مجازات گر ژاور. ✅ سکانس زیبایی که در آن ژاور مدال شجاعت خود را به سینه کودک مرده ای می چسباند که در انقلاب شرکت کرده بود و هویت پلیسی ژاور را لو داده بود بعد از مرگ جوانان در خیابان ها.✅ همه حق حمایت شدن دارند حتی فاحشه ها در برابر آنان که بواسطه اعتقادات دینی فانتین را تحقیر یا حتی منافقانه مورد سوء استفاده جنسی قرار می دادند.
در جستجوی شوگرمن
Searching for Sugar Man (2012)
♥️ یک مستند بسیار زیبا و شگفت انگیز. برنده اسکار و بفتا. ✅ این مستند به کارگردانی مالک بن‌جلوول، داستان واقعی و شگفت‌آورِ موسیقی‌دان گمنام آمریکایی سیستو رودریگز (Sixto Rodriguez) را روایت می‌کند؛ کسی که در وطنش تقریباً ناشناخته ماند، اما در کشوری دیگر یعنی آفریقای جنوبی تبدیل به اسطوره شد، بی‌آنکه خودش خبر داشته باشد.داستان هنرمندی است که در وطنش شکست خورد، اما در نقطه‌ای دور، بدون اینکه بداند، به صدای یک نسل تبدیل شد.✅ ترانه های مردمی به یاد ماندنی به خصوص ترانه شوگرمن و ترانه ای درباره یک اخراج شده از کار در شب کریسمس که دردش در اولویت های پاپ قرار ندارد.