۱۴۰۵/۰۷/۱۷ ۱۸:۵۴
شاینینگ رو که دیدم تا چند روز ذهنم باهاش درگیر بود، ولی نه از اون ترسناکهایی که شب خوابت نمیبره.اولش فکر میکنی یه فیلم ترسناک معمولیه. یه هتل خالی، یه خانواده، برف و سکوت. ولی کمکم میفهمی ترس اصلی از جای دیگهای میاد، از چیزی که توی خود آدمها خوابیده.فیلم هیچوقت صاف و راست بهت نمیگه چی داره اتفاق میافته. یه جاهایی مطمئن نیستی داری واقعیت رو میبینی یا چیزی که توی ذهن یکی از آدمهاست. این شک رو هم عمداً نگه میداره.از یه جایی به بعد دیگه بحث روح و جن نیست. بحث اینه که وقتی آدم از خودش و شکستش فرار میکنه و تو یه فضای بسته گیر میفته، چی میشه. بعضی چیزها بیرون نیستن، همراه خودت میان تو.بازی جک نیکلسون هم یه داستان جداست. نگاهش اونقدر عجیبه که نمیدونی بهش بخندی یا ازش بترسی.من دو بار دیدمش و دفعه دوم چیزایی دیدم که اولی اصلاً متوجهشون نشده بودم..
