خلاصه داستان :
داستان زندگی نویسنده ای را به تصویر می کشد که به ویروس عجیبی دچار می باشد که ظاهرا تنها فردی است که به این مشکل دچار است و باید با تبعات آن دست و پنجه نرم کند تا اینکه...
Pluribus هنوز مثل یک راز نیمهکاره در گوشه ذهن تلویزیون مدرن نشسته؛ چیزی بین سکوت و فاجعه، بین کنجکاوی و اضطراب.
این سریال، ساختهی Vince Gilligan، همان کسی که بلد است از انسانهای معمولی تراژدیهای بزرگ بیرون بکشد، قرار است دوباره آن سؤال قدیمی را زنده کند: اگر دنیا ناگهان تغییر کند، آیا انسان هنوز همان انسان میماند یا فقط نسخهای بهتر بستهبندیشده از آشوب خودش میشود؟
حتی خود عنوان «Pluribus» هم بوی رمز میدهد؛ از همان کلماتی که انگار همزمان هم به “همه” اشاره دارند هم به “هیچکس”. یک جور وحدت مصنوعی که تهش همیشه ترک برمیدارد. انگار بشریت تصمیم گرفته خودش را در یک قالب جمعی بریزد و بعد با تعجب بپرسد چرا هنوز تنهاست.
در مرکز این جهان مبهم، Rhea Seehorn قرار دارد؛ بازیگری که تخصصش این است آدمهای عادی را تبدیل به معماهای اخلاقی کند. شخصیت او در دل روایتی قرار میگیرد که به جای انفجار و هیولا، با چیز خطرناکتری کار میکند: تغییر ادراک واقعیت.
اگر کارهای قبلی وینس گیلیگان درباره سقوط آرام انسانها در دنیای جرم و انتخابهای اخلاقی بود، اینجا به نظر میرسد سقوط حتی آرامتر شده؛ آنقدر آرام که شاید اصلاً نفهمی در حال سقوطی. فقط یک روز بیدار میشوی و دنیا کمی “بیش از حد منظم” به نظر میرسد. و هیچ چیز ترسناکتر از نظم بیش از حد نیست.
Pluribus احتمالاً درباره قهرمانها نیست. درباره آدمهایی است که فکر میکردند کنترل دارند، تا وقتی که فهمیدند کنترل خودش یک داستان خوشگل برای آرام کردن ذهن بوده است. و مثل همیشه، انسانها دیر میفهمند که مشکل از هیولاها نیست، از تعریف خودشان از واقعیت است.
اگر قرار باشد این سریال در یک جمله خلاصه شود، احتمالاً این است:
جهانی که بیش از حد یکدست شده، همیشه جایی برای ترک خوردن پیدا میکند..