۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۲۱:۰۵
بعد از دیدن « خاطرات قتل » کاملاً متوجه شدم چرا این فیلم تا این حد محبوب و ماندگار شده است. چیزی که بیشتر از همه توجهم را جلب کرد، حس واقعگرایی فوقالعاده فیلم بود. هنگام تماشا واقعاً احساس میکردم در حال دیدن یک پرونده واقعی هستم، نه یک فیلم جنایی که صرفاً برای سرگرم کردن ساخته شده باشد.رفتار شخصیتها، اشتباهات پلیسها، خشونت خام و بیپرده قتلها و حتی فساد و بدرفتاری برخی مأموران، همگی آنقدر طبیعی و باورپذیر بودند که حس میکردم هیچچیز برای دراماتیکتر شدن داستان اغراق نشده است. فیلم به جای اینکه پلیسها را نابغه یا قهرمان نشان دهد، آنها را انسانهایی معمولی با ضعفها، اشتباهات و ناامیدیهایشان به تصویر میکشد.به نظرم فیلمهای ماندگار دو دستهانیا پایانشان آنقدر تأثیرگذار است که برای همیشه در ذهن حک میشود یا در طول مسیر آنقدر روی مخاطب اثر میگذارند که فراموش نمیشوند. «خاطرات قتل» برای من قطعاً در دسته دوم قرار میگیرد. چیزی که در ذهنم باقی مانده فقط معمای قتلها نیست، بلکه فضای روستا، جادههای گلآلود، بارانهای شبانه، درماندگی پلیسها و حس سنگین ناتوانی در پیدا کردن حقیقت است.(این فیلم برگرفته از واقعیت است.).
