خلاصه داستان
دختری به نام «چیهیرو» به همراه پدر و مادرش، در حال جابجایی به خانه ی جدیدشان هستند. آنها راه خود را گم می کنند و وارد شهرکی متروکه می شوند که پر از غذاهای متنوع است. «چهیرو» پس از گشت زدن در شهر پیش پدر و مادر خود برمی گردد تا از آنجا بیرون بروند ولی می بیند که آنها به خوک تبدیل شده اند و تصمیم می گیرد راهی برای نجات والدین خود پیدا کند.
یکی از خفن ترین کار های میازاکی، مورمورت می کنه، به گریت میندازه، حالت تهوع شاید بگیری، و تا مدت ها به یه گوشه خیره میشی و میگی آیا بینش کم از بیم شکمه؟.