خلاصه داستان:
رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک دزد سابقهداری است که بارها دستگیر و زندانی شده اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زندانی تحویل میدهند که رئیس آن مردی بسیار سختگیر و انعطافناپذیر است. رضا در حادثهای مجروح میشود و به بیمارستان خارج از زندان منتقل میشود. در آنجا لباس یک روحانی بیمار را میرباید و در لباس روحانیت موفق به فرار از بیمارستان میشود. او با مصونیتی که در لباس تازه پیدا کرده به یک شهرک مرزی میرود تا از این طریق و با گذرنامه جعلی از کشور خارج شود؛ اما با روحانی ای که قرار بوده به عنوان امام جماعت به آن روستا اعزام شود اشتباه گرفته میشود و…
هیچ فیلمی رو اندازه مارمولک ندیدم هربار یه چیز جدید ک از زیر دستن در رفته رو توش میبینم جوری ک تنام دیالوگاش رو از برم هرجا میبینم داره پخش میشه تا اخر میبینمش چ تو تلوزیون چ ماهواره ک دم ب دیقه میزاره البت فک نکنم کسی ندیده باشه ک اگه باشه واقعا کسی ک ندیده خودش یه رکورد حساب میشه.