خلاصه داستان:
نورالدین خانزاده (سعید آقاخانی) صاحب یک کارگاه فرآوری تخمه آفتاب گردان است. کشاورزان هم محلی نورالدین، محصول تخمه آفتاب گردان خود را به نورالدین فروخته اند. نورالدین این محصول را به شخصی ساکن تهران به نام میرزایی فروخته است تا او این محصولات را در کشور ترکیه به فروش برساند. در همین حین، خبر می رسد که میرزایی از دنیا رفته است و کشاورزان که از این خبر مطلع می شوند هر یک به نحوی سعی می کنند تا پول محصولاتی را که به نورالدین خانزاده فروخته اند، از او بگیرند. نورالدین هم طی گفتگوهای متفاوت با اطرافیان میرزایی متوجه می شود که او در اواخر زندگی اش آه در بساط نداشته است و … این داستان ادامه دارد…
اگه میخوای یه سریال ایرانی قشنگ ببنی این خیلی خوبه رابطه خانوادگیشون مردم روستا که خیلی هوای هم دارن لحظات شیرینی که دارن شخصیت های بامزه داستان کمدی قشنگ خیلی خوبهه فقط تا فصل ۴ فصل ۵ خوب نبود.